میشینم پشت فرمون و میزنم زیر آواز و همراهی میکنم...قر میدم و شاد میشم...
بی هدف و بی هوا میخونم...
یادم میاد از نکته های گذشته و ظریف چند روزه و..... لبخند کشداری میزنم و میگم دیووووووووووووونه و مشتی از روی ضعف دل میزنم روی فرمون و گاز میدمو بیشتر میخندم...
پیاده میشم و دستهامو توی جیبم فرو میکنم و اتفاقات توی ذهنم مرور میکنم و لبخندی میزنم و بلندتر میخندم و میخندم و میگم دیوووونه...
یک لحظه همه چی بهم میخورد...میخورد و میخورد...
باز میشینم پشت فرمون و اهنگ تا انتها باااااااااااااز میکنم و جیییییییییییغ میکشم و میخونم و قر میدم و یکم سرحال میشم و مرور میکنم...
خدایا شکرت :)
برچسب:
نویسنده: آرین ایمانی